مصاحبه با لیلا بلوکات بازیگر نقش همسر آخناتون (نفرتیتی) در سریال
بلوکات :مثل خیلی از کارهای تاریخی دیگر سخت بود، ساخت آن سه سال طول کشید و باید قبول کنیم که هر کاری سختیهای خاص خودش را دارد. در این سریال همد
اوایل پخش سریال یوسف پیامبر(ع)، حضور لیلا بلوکات زیاد به چشم نمیآمد، اما از زمانی که «آخناتون» در این سریال به قدرت رسید، بلوکات در نقش همسر او توانست، پررنگ ظاهر شود، خیلی از شما ، شاید به خاطر نوع گریم «لیلا بلوکات» او را به یاد نیاورید، اما جالب است بدانید که وی در فیلم سینمایی ابراهیم خلیلا… و البته اخراجیهای ۱ و همچنین اخراجیهای ۲ که قرار است در نوروز ۸۸ اکران شود، ایفای نقش کرده بود، ضمن اینکه از او چند فیلم و سریال هم هنوز در نوبت پخش قرار دارد فیلمهای تلویزیونی از جمله: «نفر سوم»، ماه از روی سکو، زمین، زمستان ۵۰، من و شیطان. وی اخیرا همان طور که گفته شد بازی در کار جدید «مسعود دهنمکی» با نام اخراجیهای ۲ را به پایان رسانده است. حکایت او در سریال یوسف(ع) که در نقش «نفرتیتی» بازی کرده، هم در نوع خود جالب است، یعنی ابتدا قرار بود در نقشی دیگر ظاهر شود سپس این نقش به او سپرده شد که در ادامه گفتگو خواهید خواند،
شما چه سالی و در کجا به دنیا آمدید؟
بلوکات :در چهارم آذرماه سال ۱۳۶۰ در تهران به دنیا آمدم، مجرد هستم و دو خواهر و یک برادر دارم، هماکنون ساکن اقدسیه هستم
و مجموعه یوسف پیامبر(ع)؟
بلوکات :مثل خیلی از کارهای تاریخی دیگر سخت بود، ساخت آن سه سال طول کشید و باید قبول کنیم که هر کاری سختیهای خاص خودش را دارد. در این سریال همدلی عوامل باعث شد تا این مجموعه به موفقیت برسد، یادم میآید، زمانی که تصویربرداری این سریال به اتمام رسید، دلم هم برای کل مجموعه تنگ شد، هم برای آن فضا و هم برای بچههای گروه…
شنیدیم که ابتدا قرار بود در نقش زلیخا بازی کنی همین طور است؟
بلوکات
میخندد)، نه آن طور که میگویید، اما حکایت اینگونه بود؛ چهار سال پیش که کار شروع شد، با من تماس گرفتند و از بین ۱۵۰۰ نفری که برای نقش «زلیخا» آمده بودند و تست دادند، من انتخاب شدم. آن زمان قرار بود «زلیخا» در دو مقطع نشان داده شود، یکی مقطع جوانی و یکی هم مقطع پیری و من برای نقش جوانی زلیخا را انتخاب شدم و نقش پیری زلیخا هم قرار بود شخص دیگری ایفا کند.
و چه اتفاقی افتاد که این نقش به کتایون ریاحی سپرده شد؟
بلوکات :یک تصادف باعث شد، البته باید اشاره کنم که نظر سازندگان هم تغییر کرد و تصمیم گرفتند کسی را بیاورند که هر دو نقش را بازی کند، اما تصادف من هم تاثیر زیادی در این تصمیمگیری داشت، چرا که آن تصادف به نوعی بود که من دو ماه روی ویلچر نشسته بودم به همین خاطر «کتایون ریاحی» انتخاب شد که انصافا چه انتخاب درستی بود، ایشان الحق از پس نقش «زلیخا» به خوبی برآمدند، به اعتقاد من ایشان بهترین انتخاب برای این نقش بود.
و بعد چه شد؟
بلوکات :مسافرت مکه برای من پیش آمد، پس از بازگشت از آن سفر، دوباره با من تماس گرفتند و این بار نقش «نفرتیتی» را پیشنهاد دادند، وقتی که میگویند نقشی قسمت آدم باشد، همین است، اگر زمین و زمان نخواهند باز هم آن کار از آن اوست و هیچ نیرویی نمیتواند جلوی تقدیر را بگیرد. من به قصه حضرت یوسف(ع) علاقهمند بودم و دوست داشتم در این پروژه بازی کنم. من چندین داستان و فیلم حضرت یوسف(ع) را بررسی کرده بودم و جالب اینکه در همه آنان نفرتیتی حضور داشت، او زنی عاشق خانواده، یکتاپرست و مهربان بود…
چه چیز این نقش برای شما جالب بود؟
بلوکات:اینکه نفرتیتی و آخناتون بتپرست نبودند، اما نمیدانستند چه چیزی را باید بپرستند تا زمانی که یوزارسیف به زندگیشان وارد شد و آنها را آگاه کرد.
در ابراهیم خلیلا… هم حضور داشتید، باز هم نقش تاریخی؟
بلوکات :بله، میگویند چهرهام مناسب شخصیتهای تاریخی است، به همین دلیل معمولا برای کارهای تاریخی انتخاب میشوم، چندین کار تاریخی را در کارنامهام دارم و با توجه به قصه حضرت یوسف در کشور مصر، دوست دارم حتما به این کشور هم سفری داشته باشم. به هر حال مصر یکی از تاریخیترین کشورهای دنیاست و شنیدهام که جهانگردان زیادی به آنجا میروند.
و از «نفرتیتی» بیشتر بگویید؟
بلوکات :ابتدا که قسمت نشد زلیخا را بازی کنم، کمی ناراحت شدم، اما زمانی که نقش «نفرتیتی» را خواندم، دیدم نقش زیبا و قشنگی است که جای صحبت دارد… و از این کاراکتر خیلی خوشم آمد. او انسانی یکتاپرست بود و حس کردم میتوانم این نقش را بازی کنم، ضمن اینکه من تا آن زمان در کارهای تاریخی نقش منفی بازی میکردم و حضورم میتوانست یک جریان متفاوت در مسیر حرفهای من باشد… دوست داشتم در یک قالب و نقش مهربان هم بازی کنم.
و چقدر درباره این سریال و داستان مطالعه داشتید؟
بلوکات : پیش از شروع تصویربرداری سریال یوسف پیامبر(ع)، در زمان پیش تولید، فیلمهایی که درباره یوسف(ع) در تمامی کشورهای دنیا ساخته شد را دیدم، به ویژه فیلم «سینوهه، طبیب فرعون» – حتی کتابش را هم خوانده بودم – مستندی هم درباره شخصیت «نفرتیتی» ساخته شده بود که آن را هم دیدم. آگاهی از فضای کلی این داستان داشتم، البته در کنارش نباید راهنماییها و هدایتهای کارگردان خوب این سریال آقای سلحشور را هم نادیده گرفت که کمک شایانی به من کرد.
این «نفرتیتی» که ما از شما دیدیم، تا چه حد با شخصیت اصلی و مطالعات شما در این سریال شباهت دارد؟
بلوکات :کارگردان میخواست «نفرتیتی» را با یک نگاه مثبت که حتی گاهی به فرمانروا هم خط میدهد، نشان دهد که شما به طور حتم در ادامه، تاثیر این شخصیت را بر زندگی حضرت یوسف(ع) هم خواهید دید. در کتب تاریخی هم آمده است که بین آمن هوتپ چهارم و همسرش، عشق و علاقهای شدید وجود داشته و حتی به علاقه آنان به فرزندانشان هم بسیار اشاره شده است که البته در این مجموعه زیاد به آن پرداخته نشده است که البته دلیل موجهی هم دارد، چرا که داستان این مجموعه به زندگی یوسف پیامبر(ع) میپردازد و قرار نیست خیلی به شخصیتهای دیگر پرداخته شود، اتفاقا من در طول تصویربرداری همیشه به آقای مصطفی زمانی (بازیگر نقش یوسف) میگفتم که ما همه جمع شدهایم که شما در نقش یوسف(ع) بازی کنید، این سریال یک داستان قرآنی پیرامون زندگی حضرت یوسف(ع) و سایر شخصیتها زیرمجموعه این داستان عظیم قرآنی است والبته باید بگویم که نباید از زلیخا هم به سادگی گذشت ، زمانی که او به خواست خداوند جوان و پس از آن عروس یوسف (ع)میشود.
در این مجموعه میبینیم که خیلی ایستاده بازی میکنید، کمی در این باره توضیح دهید؟
بلوکات: البته این نظر من بوده که با رضایت آقای سلحشور صورت گرفت، ما احساس کردیم که ملکه مصر باید خیلی خشک و اتو کشیده راه برود، در فیلمهای دیگر هم که در مورد مصر باستان ساخته شده بود، رفتار ملکه مصر اینگونه بود.
از این کارهای به روز، آخرین بار در چه فیلمی ایفای نقش کردید؟
بلوکات :سریال «ماه عسل»…
در اخراجیهای ۱، با اینکه حضور داشتید و بازی کردید، اما چه شد که در فیلم دیده نشدید؟ و حالا در سری دوم هم حضور دارید؟
بلوکات :به علت اینکه مدت زمان آن طولانی شده بود، باید قسمتهایی حذف میشد،و بخشهایی که من و خانم «مریلا زارعی» به عنوان مجری و خبرنگار، داستان را روایت و شخصیتها را معرفی میکردیم، حذف شد. در اخراجیهای ۲، از آنجا که بازیگران اخراجیهای ۱ در سری دوم آن حضور داشتند، از این رو از من هم دعوت کردند تا این بار هم در نقش یک خبرنگار بازی کنم…
و کار با مجموعه یوسف پیامبر(ع)، با دیدن این سریال چه چیزی برایتان تداعی میشود؟
بلوکات : تجربه همکاری با آقای سلحشور که بسیار خوب بود، یک گروه دوستانه که یکدستی و یکرنگی در آن موج میزد. هیچ فرقی بین آدمها هم وجود نداشت، همه مثل هم بودیم و از آنجا که داستان یک قصه قرآنی بود، انرژی متفاوتی هم در بین اعضای گروه بود، با تمام شدن تصویربرداری به شدت ناراحت و دلتنگ شدم، گرچه کار بسیار سخت و مشکل بود، اما حالا که سریال را میبینم، برای من یادآور روزهای خوب است. در مدت سه سال تصویربرداری، در زمستان روزهای بسیار سردی را مشغول کار بودیم یا در تابستان، گرمای شدید ما را آزار میداد، اما گروه از جان و دل، مایه میگذاشتند و حالا خوشحالم که میبینم از این سریال استقبال خوبی به عمل آمده است.
تصورتان این است که با این سریال به سقف آرزوهایتان رسیدهاید؟
بلوکات : هیچ وقت به اینکه یک شبه ره صد ساله را بپیمایم، علاقه و اعتقاد ندارم و نخواهم داشت، عقیده من این است که یک هنرمند متعهد اگر چیزی برای گفتن و عرضه کردن داشته باشد، دیر یا زود به هدفش خواهد رسید.
و به این گفتههایتان اعتقاد راسخ دارید؟
بلوکات : صددرصد. من آدمی هستم که به قول معروف اهل عملم، نه حرف! دوست دارم به جای ادعا، قابلیتهای خودم را ثابت کنم.
یادمان رفت که بپرسیم فعالیت هنری خود را کی و ازکجا شروع کردید؟
بلوکات : از ۱۸ سالگی و در سال ۷۸، گرچه از ۱۵ سالگی تئاتر کار کرده بودم اما با مجموعه روزهای زندگی که ساخته کارگردان خوب و مطرح کشورمان «سیروس مقدم» بود، رسما وارد این حرفه شدم و از انتخاب خودم هم راضی هستم
لیلا بلوکات بازیگر نقش همسر آخناتون (نفرتیتی) در سریال
یوسف پیامبر
.
لیلا بلوکات بازیگر نقش همسر آخناتون (نفرتیتی) در سریال
یوسف پیامبر
فيلم شناسی :
بازيگر :
(۴)مورد۱
- اخراجيها 2 (۱۳۸۷)

Bravenet.com Professional Web Hosting Host 10 Websites in One! FREE Domain for life! As low as $4.99 / month Click Here
كه اين آرياييهاي ترك زبان اغلب از ناحيه سرسبز وخرم قفقاز و آسياي ميانه به جنوب ايران سفر كرده و در كوهستانهاي زاگرس مسكن گزيده اندمأذون شاعر برزگ و جاودانه ايل دراشعار خود از نواحي ايروان، نخجوان وهشترخان ياد كرده است و در آثار موسيقيايي دههاسال پيشتر اشعاري به كار رفته است كه مي گويد راه اين ايل از تبريز مي گذرد و ازخداوند مي خواهد تا آنان را بدانجا رهنمون شود بنابراين مي توان به طور كلي اين نتيجه را گرفت كه قشقاييها هماند ديگر اقوام مهاجر ايران و شايد بيشتر از همه آنها، تقدير تاريخي پرنشيب وفرازي داشته اند و باناملايمات در جنگ و گريز دائم بوده اند وباز از قراين و شواهد مختلف تاريخي اين چنين برمي آيد كه مهاجرت اين قوم، يك مهاجرت عادي نبوده بلكه بنا به يكسري مصالح سياسي اجتماعي به اين مناطق تبعيد شده اند و مسلم است كه اين از ناحيه اي به ناحيه ديگر تبعيد شدنها وجان دادن بسياري از افراد بخاطر سختي راه در مسير تبعيد ـ همچنانكه در تبعيد قشقاييها به خراسان توسط نادرشاه افشار اينگونه بوده است ـ و مصايب و معضلات جنبي ديگر، در فرهنگ و هنر آن قوم و خاصه در ادبيات و موسيقي تأثيري شگرف خواهد داشت ومگر نه اين است كه عموماً هنر وخاصه شعر و موسيقي، يك واكنش متعالي به كنش هايي است كه توسط محيط و مقتضيات آن بر آدمي تحميل مي شود ومگر نه اين است كه هنرمند رسالت عظيم مبارزه با هر چه مظهر زشتي و پستي است را بر دوش دارد، وطن دوستي، ميهن پرستي و تعلق خاطر به آب و خاكي كه آدمي در آن زاده شده و پرورش يافته است از بديهيات است و وجود آدمي با آن سرشته شده، بنابراين مهاجرت اين اقوام و بعضي اقوام ديگر اغلب از روي اجبار و اكراه صورت گرفته و اندوه اين تبعيد وعزيمت ناخواسته و احساس حاصل از آن را هنوز در شعر و موسيقي اين قوم مي بينيم. هنوز درنفيرناي ساربانان و زمزمه شبانگاهي چوپانان ايل حس غريب فراق موج مي زند. در موسيقي قشقايي از تمامي دردها ونيازها، بيم ها و اميدها، شادكاميها و دلمردگيها، از عشقهاي نافرجام جوانان طوايف، انديشه هاي باريك عارفانه وحتي از مظاهر گونه گون طبيعت زيباي زاگرس رد پا مي بينيم اما آنچه از همه اينها محسوس تر است همانا طعم تلخ غربت است و اين شايد بدان جهت است كه درد مشترك همه فرزندان آدم است.
|
| |
آقاي محمد بهمن بيگي كه اولين تحصيلكرده كلاسيك قشقايي است و ازخدمتگزاران بزرگ فرهنگي است. در خاطرات خود در مورد موسيقي قشقاييها و قياس آن با موسيقي بختياري كه از ايلات لرزبان جنوب ايران است نظر بر همين موضوع دارد وموسيقي بختياري را يك موسيقي شاد و طرب انگيز وموسيقي قشقايي را آكنده از سوز و اندوه غربت مي داند درست همين است اين نظر اغلب محققان گرانقدري است كه در اين باب اظهارنظر نموده اند، حقيقت اين است كه قريحه شعري وموسيقيايي در ميان افراد اين ايل بسيار قوي است اما در آهنگهاي موسيقيايي شان حسي غريب نهفته است كه هر شنونده اي را صرفنظر از اينكه به كدام نژاد يا فرهنگ تعلق داشته باشد مورد تأثير قرار مي دهد و شايد بتوان گفت در ميان آثار موسيقيايي اقوام مختلفي كه در كشور ما زندگي مي كنند، موسيقي كردها، آذربايجان، خراسان، لرهاي بختياري، فارس و لرستان كه هر كدام نواهاي مخصوص به خود دارند موسيقي قشقاييها از اين نظر با همه تمايز دارد حتي در آهنگهاي ريتميك و شاد آن، اين سوز دروني خود را از ذائقه شنونده پنهان نمي كند. اين موسيقي با توجه به اينكه در ناحيه محدودي از كشور پهناور ايران رواج دارد محدود است البته در مقايسه با موسيقي اصيل ايراني نه اقوام ديگر، اگر بپذيريم كه قشقاييها بخاطر مجاورت با اقوام ديگر، ناگزير از فرهنگهاي آنها تأثير پذيرفته اند كه قطعاً چنين است بايد بپذيريم كه در زمينه موسيقي و ادبيات اين تأثير بيشتر و قوي تر از ديگر ابعاد است. در گذشته به دليل وجود طبقات مختلف در بين ايل، بستر تحقيق در موسيقي و بسط و گسترش آن براي همه ميسر نبود و تنها كساني مي توانستند در اين وادي گام نهند كه به نحوي به دربار خوانين و كلانتران ايل وابستگي داشتند چه صرفنظر از عوامل ديگر، فقر شديد در ميان مردم عادي اجازه نمي داده است كه فارغ از انديشه نان شب، با فراغ بال بنشينند وكار هنري ارزشمندي انجام دهند اما در عين حال موسيقي، زبان احساس همه مردم بوده است و در ميان توده هاي متوسط و ضعيف جامعه ايلي بسياري بوده اند كه بخاطر ابراز احساسات شخصي دست در دامن شعر و موسيقي شده اند. در ميان اقشار مختلف ايل، رسالت انتقال موسيقي سنتي ايل، بيشتر بر دوش دوگروه سنگيني مي كرده است يكي ساربانان وديگري طبقه آرايشگران كه در ايل به آنان استادمي گويند. ماندگاري نواهاي برخاسته از روزگاران كهن ايل در وهله اول مديون اين دوگروه است. اين نظر آنهايي است كه خود چندين سال در زمينه نشر موسيقي اصيل ايل زحمت كشيده و آهنگهاي آن را از دستبرد بلاهاي هنري كه در هر زماني وجود داشته است محفوظ نگاه داشته اند، فرود گرگين پور كه از اساتيد مسلم موسيقي قشقايي است ودرمحضر استاداني چون حبيب الله بديعي و محمدرضا لطفي تلمذ كرده است و در مدت سالها تلاش بي دريغ گوشه هاي آوازي را جمع نموده است موفقيت هاي خود را در اين زمينه، قبل از همه مديون ساربانان ايل مي داند كه فارغ از قيد و بندهاي رايج مراكز هنري، موسيقي را به عنوان بهترين ترجمان احساس پاك خود به كار مي برند، اين گروه كه خود الهام يافته از طبيعت دل انگيز كوهپايه هاي زاگرس اند بيشتر از ديگر طبقات، صفاي باطن خود را كه مهمترين و اولين لازمه كار هنري است حفظ كرده اند بدين جهت طنين نيلبك ساربانان ايل زبانزد خاص وعام است اما اين بدان معنا نيست كه طبقات متوسط جامعه ايلي كه اكثريت را تشكيل مي دهند با موسيقي بيگانه اند بلكه در ميان گروه اخير نيز موسيقي هنوز از بارزترين ابراز تجلي احساس و دردهاي آنها به شمار است به تصريح تاريخ درمواجهه با دشمنان خارجي و حراست از مرزهاي جغرافيايي، فرهنگي و... در مقابل اجنبي، قشقائيها از مقتدرترين ايلات در چندصدسال اخير بوده اند به علاوه فقر، خانه بدوشي، محروميت از حداقل امكانات معاش، بي سوادي و ديگر بداقباليها از آنان مردماني سختكوش و جدي ساخته است بديهي است كه هر يك از اين عوامل به تنهايي كافي است تا به خلق آثار هنري ارزشمند وجاودانه اي منتهي شود چه، گاهي در رويارويي با بازيهاي روزگار، كوتاه ترين راه ممكن پناه آوردن به دامن هنر است بنابراين در شكل گيري پايه هاي هنري يك قوم، آنچه در مسير پرفراز و نشيب تاريخ، از نامراديها و يأس ها، شادخواديها و لذت جوئيها، كاميابيها و شكستها بر آنان گذشته است بسيار اساسي است. قدر مسلم اگر جنگهاي طولاني وجانانه ايل قشقايي با استعمار انگليس در قبل از سالهاي۱۳۰۰هجري اتفاق نمي افتد اشعار حماسي جاودانه اي كه شاعران بزرگ قوم در وصف دلاوريهاي مردان ايل سروده است خلق نمي شد و به تبع آن آهنگهاي حماسي موسيقي شكل نمي گرفت هنوز هم موسيقي، همانگونه كه پيشتر اشارت شد زبان رازها و نيازها و ترجمان احساس اين مردم ساده و بي آلايش است، هنوز هم الحان صميمي و مقدس روزگاران گذشته را امروز از حنجره مادران مهربان ايل هنگام بافتن قاليچه هاي لطيف ايلي مي توان شنيد هنوز هم موسيقي اصيل ايلي تقدس خود را چون گذشته حفظ كرده است گرچه اخيراً در مواجهه با موسيقي نامحدود فرهنگهاي مختلف اطراف تا حدودي رنگ باخته است كه اين بيشتر زاييده شرايط اجتماعي و فرهنگي است اما چهارچوب موسيقي اصيل هنوز استوار است. رواج يك دفعه فرهنگ شهرنشيني كه معلول فاكتورهاي مختلفي مي باشد و پرداختن به جزييات آن در اين مقال نمي گنجد بر فرهنگ و هنر سنتي ايل در سالهاي اخير، تأثيري شگرف نهاد، تجربه ثابت كرده است كه فرهنگهاي بشري هنگامي بر يكديگربيشترين تأثير را مي نهند كه در تقابل با يكديگر قرار گيرند در اين مقطع است كه هر قوم وملتي كه بخاطر واقع شدن در شرايط خاص، حرفي براي گفتن ندارند ممكن است تا سرحد اضمحلال پيش بروند البته در اينجا، چنين نشد اما تأثير فرهنگ كلان شهرنشيني بر فرهنگ ايلي تأثير قابل توجهي بودكه در آن شرايط اين امر، عادي مي نمود، به هر حال در دوسه دهه اخير قشقاييها نيز مانند ايلات ديگر به اين نكته پي بردند كه ادامه زندگي عشايري با آن كيفيت، در شرايطي كه جوامع ديگر، دواسبه به سوي قله هاي تمدن وتكنولوژي مي تازند با آن كيفيت به صلاح نيست، سياستهاي غلط اقتصادي و فقر عمومي قشر متوسط ايل نيز بر اوضاع دامن زد و بر آن شدندتا بخاطر آينده نسل نوپاي آن روز هم كه شده كاري كنند و قدمي بردارند كه در غير اين صورت، فردا در برابر خواسته هاي نسل جوان پاسخي نخواهد داشت بنابراين با سرعتي شگفت به حاشيه شهرهاي كوچك و بزرگ پناه آوردند تا بيش از اين، از ديگران عقب نمانند در چنين شرايطي نسل جوان از بين دوفرهنگ سنتي ايل و فرهنگ شهرنشيني ناگزير از پذيرش يكي از آن دو بودند لذا جاذبه هاي زندگي شهرنشيني را ترجيح دادند در اين سالها بودكه به تبع شرايط روز، فرهنگ و هنر سنتي ايل، خصوصاً در زمينه موسيقي تا حدودي مهجور ماند. حقيقت اين است كه سالهاي سختي بردوستداران ودلسوزان موسيقي بومي گذشت و به يقين اگر زحمات بي دريغ يك عده نبود نه تنها در موسيقي بلكه در زمينه تمام مظاهر هنري شاهد يك مسير قهقرايي ناگهاني مي شديم بعد از آن چندسالي به طول انجاميد تا دلسوزان فرهنگ و هنر قومي توانستند تا حدودي خود را بازيابند و باكوشش بي وقفه هنر اين مرز و بوم را از خطر نابودي يا استحاله در هنر اقوام ديگر مصون بدارند، همانگونه كه اشاره شد موسيقي هنوز هم ترجمان احساس مردم و بهترين وسيله تلطيف روح در ميان ايل است اما بديهي است كه عوام به گونه اي فني به موسيقي نمي نگرند بلكه نهاد زيباپسند آنها، آنها را به سوي موسيقي سوق مي دهد و اصلاً در حيطه كار عوام نيست كه به ارزيابي آثار موسيقي بپردازند و خوب و بد آنها را از هم تميز دهند بلكه مسؤوليت ارزيابي آثار هنري وحفظ و اشاعه موسيقي و بطور كلي هنر و صيانت آن از بلاياي هنري متوجه خواص و موسيقيدانان يك ملت است كه در اين مورد بسي جاي حرف و تأمل است. به لحاظ عرض آثار هنري، آثاري كه در چندسال گذشته در زمينه موسيقي ارايه شده است كميت قابل ملاحظه اي دارد اما به ديل آنكه ارائه اين آثار به انگيزه هاي مختلفي صورت گرفته و در اكثر موارد هماهنگي هاي ارباب هنر را در برنداشته است لذا كيفيت آنچناني ندارد در ارائه يك اثر هنري ـ تفاوتي نمي كند كه در چه زمينه اي باشد ـ انگيزه شخص يا گروه ارائه دهنده نقش اساسي دارد گرچه وجود امكانات هنري نيز دركيفيت محصول تأثير زيادي دارد موسيقي قشقايي موسيقي است در قياس با موسيقي محلي اقوام ديگر غني، علاوه بر حس غريبي كه در نواهايش نهفته است صفاي دروني ويژه اي نيز در زير و بم آهنگها خود را مي نماياند و شنونده را يك آرامش معنوي مي بخشد، موسيقي كه از طبيعت مصفاي دامنه هاي زاگرس الهام گرفته است. اگر با گوش دل بشنوي، صداي زيباي آبشار كوهساران، نغمه دل انگيز كبك كوهستان، ترنم صميمي بارش بارانهاي قشلاق و آهنگ غريب ني لبك چوپانان و ساربانان را در بطن اين موسيقي ملكوتي خواهي يافت. برخي از نواهاي برخاسته از ميان ايل، وقتي در عروسي ها با كرنا و نقاره نواخته مي شود سنگدل ترين شنونده ها را رام خويش مي سازد و آنچنان احساس را برمي انگيزد كه گويي تمامي كائنات، همصدا، همگونه، يكدل و يكزبان تسبيح دوست مي گويند. غرض اين است عرضه كنندگان آثار هنري بدانند آثارشان خيلي بهتر از اين مي تواند باشد كه هست به شرطي كه تعهد هنري را سرمشق كار خود قرار دهند و از عهده اين مسؤوليت خطير بر نخواهند آمد مگر با رعايت چهارچوب سنتهاي هنري و ارائه آن به صورتي امرزين. اما آنچه در سالهاي اخير شاهد آن بوده ايم بيشتر افراط و تفريط بوده است خصوصاً در زمينه گذر از سنتها، گاهي شاهد آثار موسيقيايي از كساني بوده ايم كه در اثرشان، بيگانگي با الفباي موسيقي فولكلور موج مي زند، اينان عدم اشتياق نسل جوان به استماع موسيقي سنتي را دستاويز قرار داده اند اما واقعيت چيز ديگري است در آثار اين گروه كه معمولاً با انگيزه هاي مادي و غيرمسؤولانه پاي در اين وادي نهاده اند رد پاي موسيقي اقوام بيگانه به نحو بارزي مشاهده مي شود اگر بپذيريم كه هر اثر هنري داراي يك پوسته است كه ظاهر آن اثر را مي سازد و يك هسته يا محتوا داردكه پيام واقعي هنرمند در آن نهفته است ناگزير بايد پذيرفت كه به لحاظ محتوايي، آثار موسيقي محلي قشقايي در اغلب موارد به طرف نوعي پوكي،خالي شدن از خود و پر شدن از ديگري پيش مي رود كه هوشياري دلسوزان و متوليان امر موسيقي را در اين مقطع مي طلبد، البته وضعيت فعلي موسيقي قشقايي و انتقاداتي كه بر آن وارد است به معناي ناديده گرفتن زحمات بي شائبه هنرمندان گرانقدر ديگر نيست. اما لازم است به مشخصات و اسامي تعدادي از آهنگهاي موسيقي قشقايي و مطابقت نسبي آن با موسيقي فرهنگهاي ديگر پرداخته شود در موسيقي قشقايي اثري از رديف يا دستگاه مانند آنچه در موسيقي سنتي ايران وجود دارد، ديده نمي شود و به نظر مي رسد قرار دادن آهنگها در چارچوب رديفهاي مشخص، اولاً به دليل محدوديت موسيقي هاي محلي و ثانياً به دليل آنكه قطعات، هماهنگي لازم را با يكديگر ندارند چندان آسان نباشد اما اغلب آهنگهاي موسيقي قشقايي با توجه به وجه تسميه اي كه دارند نام مشخصي را به خود اختصاص داده اند مانند «باش گرايل» «جيران جيران» «گدن آتلي» يا «جنگ نامه» كه مورد اخير همانگونه كه از نامش پيداست از آهنگهاي رزمي ايل است اما در عروسي ها هنگام رقص جوانان ايل نواخته مي شود، آهنگي است شاد و ضربي ـ يا آهنگ اصلي و كرم كه برگرفته از ادبيات كهن ايل است. بعضي از آهنگها وجوددارد كه بين لرها، لك ها و قشقاييها مشترك است كه اين اشتراك به نوعي به تأثير وتأثر فرهنگهاي اقوام مجاور از يكديگر مرتبط است كه از آن ميان مي توان آهنگ «شيرعلي مراد» را نام برد، لازم به ذكر است كه به علت همسايگي لرها و ايل قشقايي در جنوب ايران به دليل اشتراك در خصوصيات عشيره اي، اين دوقوم از نظر فرهنگ معاشرت و آداب و رسوم فردي واجتماعي متقابلاً بر هم تأثير گذار بوده اند كه اين تأثير در موسيقي هر دو قوم كه به زبانهاي مختلف متكلم هستند تأثير قابل ملاحظه اي نهاده است و اما از لحاظ مشابهت موسيقي اصيل قشقايي به موسيقي اصيل ايراني، اكثر آهنگهاي محلي قشقايي رامي توان به نوعي با دستگاههاي موسيقي ايراني يا متعلقات آنها مطابقت داد مثلاً كسي كه هم با رديفهاي دوازده گانه موسيقي سنتي ايران (۷دستگاه و ۵آواز) آشنا باشد وهم موسيقي قشقايي را بداند براحتي مي تواند آهنگ «باش گرايل» را در موسيقي قشقايي اجرا كند و بعد از آن به درآمد دشتي گريز بزند يا برعكس. آهنگ اصلي و كرم كه از آهنگهاي معروف ايلي است مطابقت كامل بامايه بيات ترك در موسيقي ايراني دارد، آهنگ «جيران جيران» مطابقت نسبي با دستگاه سه گاه دارد و خيلي ديگر از نواهاي موسيقي قشقايي را مي توان با دستگاه شور كه مادر دستگاههاي ايراني ناميده شده است مطابقت مي كند.
| Check Page Rank of any web site pages instantly: |
| This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service |
GABBEH MOVIE SOUNDTRACK BY : HOSSEYALIZADE SINGER :AFSANE JAHANGIRI
upload by MRB
http://www.esnips.com/doc/633cde2c-49a7-4819-a16c-ea4213e910ab/AFSANEH-JAHANGIRI
|


دانلود كنيد : "كاروان شهید"
آواز : شهرام ناظري . آهنگ : محمدرضا لطفي . شعر : محمد ذكايي

کنسرت استاد محمدرضا لطفی در کاخ نیاوران
این سه فایل صوتی با کیفیت ۳۲ کیلو بیت می باشند
۱ـ قسمت اول ـ تار : دستگاه همایون
حجم فایل: ۱۴.۷ مگا بایت - مدت زمان آهنگ: ۶۴:۳۶ دقیقه
توضیح : به دلیل اینکه این قسمت از برنامه در سایت 4shared آپلود شده برای دانلود فایل بر روی لینک زیر کلیک کرده و پس از ورود و لود شدن کامل صفحه جدید در پایین صفحه بر روی دانلود فایل کلیک کنید
>>>برای دانلود اینجا کلیک کنید<<<
۱ـ قسمت دوم ـ کمانچه : آواز افشاری
حجم فایل: ۴.۰۲ مگا بایت - مدت زمان آهنگ: ۱۷:۳۴ دقیقه
>>>برای دانلود اینجا کلیک کنید<<<
۱ـ قسمت سوم ـ سه تار : آواز ابوعطا
حجم فایل: ۶.۰۶ مگا بایت - مدت زمان آهنگ: ۲۶:۲۸ دقیقه
>>>برای دانلود اینجا کلیک کنید<<<
--------------------------------------------------------------------------------------------
«محمدرضا لطفي» نوازنده برجسته تار همراه با گروههاي سهگانه شيدا،26 تا 28 ارديبهشت سال ۸۷ در تالار بزرگ كشور به روي صحنه ميرود.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه دومين فعاليت صحنهاي لطفي پس از بازگشت به ايران محسوب ميشود،گروههاي «شيدا» به خوانندگي «محمد معتمدي»، «بانوان شيدا» به خوانندگي «عليرضا شاهمحمدي» و «بازسازي شيدا» به خوانندگي «امير اثنيعشري» به سرپرستي، آهنگسازي و مديريت هنري محمدرضا لطفي به روي صحنه خواند رفت
.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ايسنا :محمدرضا لطفي عاشق نقاشي است، هرچند كه خود تاكيد دارد كه نقاش نيست، اما ميگويد با آبرنگ و طراحي آرام و قرار ميگيرم با قلموي نقاشي تمرين مضراب ميكنم.
او روزهاي بهاري پركار و شلوغي را پشت سر گذاشته و ميگذارد. گروههاي شيدا را براي عرضهي هنرمنديشان آماده ميكند تا به صحنه بيايند؛ مجموعهي رديف ياحقي را براي انتشار به مرحلهي پاياني رسانده است و در تدارك حضور در فستيوال تورنتو نيز هست.
دومين نشست خبري محمدرضا لطفي - نوازنده چيرهدست سهتار و تار ايران - بهبهانهي برگزاري كنسرت سهگانههاي شيدا براي تشريح برنامههاي اين گروهها صبح امروز در تهران برگزار شد.
گروههاي شيدا كه محمدرضا لطفي آنها سرپرستي ميكند، بيش از 13 ماه است كه در حال تمرين هستند تا 26 تا 29 ارديبهشتماه جاري در تالار كشور به صحنه بيايند.
امكانات تالار كشور نسبت به گذشتهاي كه ميزبان اجراهاي موسيقي بود، 50 درصد بهبود يافته است. اين را لطفي در نشست خبري امروز در موسسهي آواي شيدا عنوان كرد.
وي كه ترجيح ميداد كنسرتهايش در فضاي باز باشند، به خاطر كمين بهبود امكانات به تالار كشور خواهد رفت.
گروه 15 نفرهي همنوازان شيدا، 12 نفرهي بانوان شيدا و 8-9 نفره بازسازي شيدا سه شب همزمان ساختههاي جديد و شنيدهنشده استاد و نوازندهي تار و سهتار ايران را عرضه ميكنند.
محمدرضا لطفي پنج نقطه موسيقايي، دو تصنيف جديد، يك شعر از هوشنگ ابتهاج (سايه) و يك تصنيف از خودش را آماده كرده است.
خودش تاكيد دارد كه نخستينبار است كه هم قطعه را ساخته و هم تصنيف را خودش براي قطعه سروده است. تصنيف او با عنوان "اي ايران اي وطنم" تم عاشقانه و ميهني دارد. آواز تصانيف گروه همنوازان را محمد معتمدي ميخواند.
گروه بانوان اما تصنيف مولانا را با خوانندگي عليرضا شاهمحمدي اجرا ميكنند. گروه بازسازي هم متمركز بر اجراي آثار قديمياند. آثاري از دوره قاجار و بعد از آن؛ با همان ضوابط و زيباشناسي همان دوره. امير اثنيعشري اين بخش را خوانندگي ميكند.
لطفي در همه اجراها خود با نوازندگان همراه ميشود، اما هنوز مطمئن نيست كه با گروه شيداي بانوان هم مينوازد يا خير؛ تاكيد دارد به شرايط آنها در هفتهي آخر بستگي دارد. او گفت كه بانوان شيدا در سطحي قرار دارد كه نيازي به حضور خودش نيست.
قرار است شيداي بانوان و در پي آن بازسازي شيدا ابتدا به صحنه بيايند و در پي ايشان پس از تنفس همنوازان شيدا اجراي 45 دقيقهيي را عرضه كنند.

>>>برای دریافت عکس در اندازه بزرگ اینجا کلیک کنید<<<
تالار كشور و بهبود امكانات
لطفي گفت: اجرا در فضاي باز نياز به امكانات دارد. سالنهاي حرفهيي هم در ايران كم هستند. تالار كشور تنها جايي است كه امكانات دارد و اعلام كرده است كه نارساييهايش را از لحاظ آكوستيكي و... تا 70 درصد حل كرده است. مسؤولان سالن علاقمندند سالن را حر فهييتر كنند، بنا بر اين امكاناتي را فراهم كردند تا گروهها با مشكلات كمتري به صحنه بروند. تغييراتي داده شده است، ورودي، آكوستيك، رختكن، دستشويي، رفت و آمد مردم و... از آن جمله است. با اين اوصاف تالار 50 درصد رشد كيفي خواهد داشت. قرار است كل آكوستيك سالن را حرفهيي كنند همه سالن را براي موسيقي آماده كنند.
وي تاكيد كرد: اگر به تالار كشور به سالن هنري و با كيفيت بالا تبديل شود ميتوان گفت دستكم در تهران تا ساخت سالن مناسب ميتواند پاسخگوي نياز گروههاي موسيقي باشد.
اجرا از تلويزيون و راديو؛ خبري نيست
محمدرضا لطفي ابراز كرد: هر كاري يك مهلت و زماني ميخواهد؛ وقتي از شش ماه زودتر شروع بهكار ميكنيم، انتظار داريم بعد از اعلام علاقمندان به ضبط كنسرت براي هر مصرفي با ما تماس بگيرند، بنشينيم و گفتوگو كنيم تا به نتيجه دلخواه برسيم. تا حالا كه اين جا نشستهايم، كسي چيزي نگفته است.

>>>برای دریافت عکس در اندازه بزرگ اینجا کلیک کنید<<<
قيمت بليطها و همت عالي
به گزارش ايسنا، در اين نشست بهراد توكلي - مدير برنامهي محمدرضا لطفي - گزارش آماري اين كنسرت و نياوران را ارايه كرد و گفت: در تالار كشور اندازهي سن بزرگتر شده است. تعداد بليطها 100 عدد از كنسرت نياوران بيشتر است، اما ميانگين قيمتها در تالار كشور از كاخ نياوران هفت درصد كمتر و شروع قيمت بليطها از 10 تا 40 هزار تومان است؛ 40 هزار تومانها محدودند.
سرپرست گروههاي شيدا هم اضافه كرد: در حقيقت بليط 40 هزار توماني نداريم، 320 بليط 40 هزار توماني داريم كه 150 عدد آنها دعوتي است، 170 عدد براي فروش؛ با توجه به ميزان ميهمانها فكر ميكنم چيزي براي فروش نماند. پس در حقيقت سقف بليط 30 تومان است!
لطفي معتقد است، امكانات رفاهي در هر كشوري متفاوت است. كسي كه وضع اقتصادياش خوب است نبايد همان اندازه براي بليط پرداخت كند كه يك خانواده متوسط، دانشجو و... . 50 سال پيش حتا دوره درويش خان بليطهاي "همت عالي" موجود بود كه قيمت نداشت. اما اكنون باب نيست، ما نيز چنين نكرديم چون سنت نشده است.
همهي آثار جديد و شنيده نشده
لطفي گفت: تعدادي از قطعهها در فاصله يكسال گذشته ساخته شدهاند. تعدادي هم از سه سال گذشته؛ اما يك قطعه را در 19 سالگي، وقتي در هنرستان كار ميكردم، ساختهام. در كل70 درصد كارها در فاصله سه سال گذشته ساخته شدهاند.
او عنوان كرد، هيچ وقت براي ساختن يك قطعه، پشت ميز نمينشينم. 70 درصد كارها در سفرها ساخته شدهاند. برخي تم اصلياش در خيابان شكل گرفته و برخي در خواب آمدهاند. كار سفارشي نميسازم، دليلي هم ندارم اصراري به اين كار ندارم. كيفيت و حالت انسان متفاوت است، از لحاظ روحي هم روحيهي من كه اكنون اقامت دائم دارم، فرق كرده است.

>>>برای دریافت عکس در اندازه بزرگ اینجا کلیک کنید<<<
همدلي بزرگان
اين نوازندهي تار و سهتار گفت: هميشه عامل وحدت فاكتورهاي مختلف دارد. بين هنرمندان قانون، قانون اجتماعي است. گاهي به ضرورت است و گاهي خصوصي. همان قوانين بر هنرمندان هم صدق ميكند. اتفاقا اين از يكسال پيش همدلي بهوجود آمده است. سال گذشته در نخستين نشست خبري، عليزاده، كياني و... را نديده بودم. اما حالا مذاكره و ملاقات داشتيم. اين نويد را ميدهم كه اين نزديكي بهسمت همدلي بيشتر در حركت است. براي بقيه هنرمندان نامآور هم اتفاق ميافتد.
وي ياد آوري كرد: هيچ وقت دو نقاش معروف روي يك تابلو كار نميكنند، اما در اجراي موسيقي چنين است. كياني، عليزاده، شجريان، مشكاتيان و من، جريانساز بخشي از موسيقي ايران بوده و هستيم. اما با استقلال و دكترين مجزا به راهمان ادامه داده گاهي كار مشترك با هم انجام دهيم و گاهي شايد به ضرورت كنار هم باشيم.
بهزعم او، در آينده اين همدليها بيشتر ميشود. هنر جاي دلخوري و غيره و غيره و غيره نيست؛ اگر باشد وارد وادي سطحيتري ميشود.
اين كنسرت دوم ماست
وي تصريح كرد: كنسرت قبليام بعد از 25 سال در ايران بود. اين كنسرت شروع جديدي با گروههاي شيدا و با انديشه و هدف و از پيش ساخته شده است. بعد از اجرا هم بايد به هدفي كه ميخواستم برسد. آن كنسرت اول من بود . اين كنسرت دوم ماست.
لطفي تاكيد كرد كه با خانه موسيقي مشاركتي در اجراي اين كنسرت نداشته است و همهي سازماندهي با آواي شيداست.
او اضافه كرد: هيچ گروه و انديشهاي را قضاوت نميكنم. هنر براي تفرق نيست، براي وحدت است. ذات هنرچنين است همه ميخواهيم موسيقيهاي گوناگون انتشار يابد چون مردم ايران گونهگون هستند.
اجراي قطعات قديمي و خاطرهساز نداريم!
اين نوازنده و استاد موسيقي سنتي گفت: نوع كنسرتي كه طراحي شده چنين است. شايد در كنسرت بعدي نواي باغ فردوسي، باغ شيراز و يا نوايي كه شجريان خواند با شكل و فرمي جديد اجرا كنيم، اما اكنون چنين اجرايي نداريم. بعد از 28 سال هر خواننده قوي هم كه بتواند ايران سراي اميد بخواند، موفق نيست و مقايسه ايجاد ميشود. حتا شجريان هم بهخاطر سن و سالش نميتواند؛ نه من، نه شجريان در سال 57 نيستيم. پس كار شكست ميخورد.
لطفي اضافه كرد: اگر كارهايي از گذشته را تكرار ميكردم، براي من راحتر بود، مردم هم خوشحالتر ميشدند، اما اين كنسرت طور ديگري طراحي شده است و من وظيفه دارم بدانم بازتاب زندگيام در مردم چيست. مطمئنا بعد از شش ماه قطعاتش جزو خاطرات مردم ميشود.
چرا شيداي بانوان تشكيل شد؟
به گزارش ايسنا، محمدرضا لطفي متذكر شد: ابتدا گروه شيداي بانوان را درست كردم، انگيزهام اين بود كه بر توانمندي خانمها كه نقش مهمي در تاريخسازي دارند، تمركز شود؛ آنها در گروهنوازي و تكنوازي حرفهيي هستند. پنج شاگرد تار دارم كه خيلي خوبند كه دو نفرشان در گروه بانوان هستند؛ براي من زن و مرد فرقي ندارد. بر اساس توانمندي افراد گروه همنوازان شكل گرفت كه خود به خود آقا شدند چون بهترينهاشان پيشتر در گروه بانوان رفته بودند.
وي گفت: اينها آنقدر توانمندند كه نام خودم را كنارشان آوردم. بهخاطر اجراي خودم در تيرماه سال گذشته اجراي آنها به تاخير افتاد. هنوز نميدانم كه در گروه بانوان اجرايي دارم يا خير؛ ممكن است با هر سه گروه نوازندگي داشته باشم، اما به ضرورت هفته آخر. خودم ترجيح ميدهم كه در همنوازان بنوازنم؛ شيداي بانوان گروهي جاافتاده است.
استمرار فعاليتها
فستيوال تورنتو و بقيهي ماجرا
محمدرضا لطفي خبر داد كه شيداييها براي فستيوال تورنتو دعوت شدهاند. هشت نفر از همنوازان شيدا 17 جولاي به كانادا ميروند، اما درصدي از درآمد ميرود در صندوق شيدا. سه سال با اعضاي گروه قرارداد دارم، اولين كسي هستم كه با اعضاي گروه قرارداد بسته و براي انتشار سيدي، كتاب، كاست تعهد دادهام؛ اين كار به آينده توليدهاي ما كمك ميكند.
تاخير فقط نيم ساعت!
لطفي عنوان كرد: قول ميدهم تاخير از نيم ساعت، دو دقيقه هم بيشتر نشود. اگر چنين شد با گروه به صحنه ميآيم و شروع به اجرا ميكنم. كنسرت براي سه گروه زمانبندي دارد. بخش اول حداكثر يكساعت، سپس تنفس و در پي آن 45 دقيقه همنوازان بهصحنه ميآيند و در كل از دو ساعت بيشتر روي صحنه نيستند.
در شهرستانها خبري نيست
وي گفت: براي شهرستانها برنامهريزي نكردهايم، من وسواس دارم و مشغول بررسي اشكالات و مطالعه اوليهام.
همخواني بانوان
محمدرضا لطفي با صراحت ابراز كرد: نه چيزي بهنام همخوان ميشناسم، نه تفكيك زن و مرد؛ اما اگر در قانون اساسي و نظام يك كشور چيزي منع شده است، بهعنوان يك شهروند به آن عمل ميكنم، اما تلاش كرده كه آنرا عوض كنم. فكر ميكنم درست نيست كه خانمها را چرخ آخر درشكه در كنار مردان قرار دهيم؛ ترجيح ميدهم كه موقعي زني بخواند كه منع قانوني نداشته باشد.
در اين نشست عنوان شد كه تكليف حضور عكاسان خبري در اين كنسرت تاكنون روشن نشده است.
لینک خبر
لینک گزارش تصویری
با امید به همدلی هنرمندان کنسرت می دهیم
مهر: محمدرضا لطفی سرپرست گروه شیدا با امید به همدلی بیشتر بین هنرمندان از 26 تا 28 اردیبهشت ماه در تالار بزرگ کشور کنسرت برگزار می کند.
محمدرضا لطفی در نشست خبری که صبح امروز در موسسه فرهنگی آوای شیدا برگزار شد در توضیح جزئیات برگزاری کنسرت سه گروه موسیقی شیدا گفت : پس از نخستین کنسرتم که به نوعی اجرایی شخصی بود کنسرت بعدی را با گروه شیدا برگزار می کنم؛ به همین دلیل از حدود یک سال گذشته در پی تشکیل گروههای سه گانه شیدا بودم که گروه بانوان،همنوازان شیدا و گروه بازسازی شده نام دارند ؛ اولین گروهی که تمرینات خود را آغاز کرد گروه 12 نفره بانوان شیدا بود و پس از آن گروه 15 نفره همنوازان شیدا و دست آخر گروه 9 نفره بازسازی شیدا تمرینات خودشان را شروع کردند.
وی در خصوص چگونگی اجرای گروههاگفت : این سه گروه در یک شب کنسرت می دهند به این ترتیب که در بخش نخست کنسرت گروه موسیقی بانوان و بازسازی شیدا برگزار می شود و پس از تنفس گروه همنوازان شیدا به اجرای برنامه می پردازند ضمن اینکه در این سه شب سعی داریم با کمترین تاخیر کنسرت را برگزار کنیم .
این نوازنده تار در توضیح قطعات این سه گروه گفت : گروه همنوازان 5 قطعه از ساخته های جدید را اجرا می کنند که یکی از این تصنیف ها بر شعری از سایه و همچنین تصنیفی از اشعار خودم است که برای اولین بار در طول سالها فعالیت حرفه ای من اتفاق افتاده است که شعر تصنیفی را خودم بگویم و روی آن آهنگ بسازم ؛ باقی قطعات هم،تکنوازی ساز،آواز و تصنیف هایی از گروه همنوازان شیدا است که به خوانندگی محمد معتمدی اجرا می شود ؛ گروه موسیقی بانوان شیدا قطعات جدید من و تصنیفی از اشعار مولانا و همچنین قطعات سازی و چهار مضراب را با آواز علیرضا شاه محمدی اجرا می کنند و اما گروه بازسازی شیدا تصنیف های دوره قاجار به بعد را بازسازی کرده و تحت عنوان موسیقی قدیم، خودش را مطرح می کند؛ در واقع گروه بازسازی شیدا با خوانندگی امیر اثنی عشری همان ضوابط و زیبایی شناسی موسیقی دوران قاجار را به نمایش می گذارد .
لطفی درباره چرایی اجرای این کنسرت در تالار بزرگ کشور گفت : برای اجرای موسیقی در فضای باز به امکانات اجرایی مجهز نیازمندیم که این امکان عملا مقدور نیست و از سوی دیگر سالن حرفه ای که بتوان اجراهایی در سطوح بالا را در آن اجرا کرد بسیار کم داریم و تنها سالن موجود سالن بزرگ کشوراست که با وجود نارسایی هایی که از جهت اکوستیک صدا دارد همچنان می تواند به عنوان گزینه های برتر مورد استفاده قرار گیرد ؛ البته بخش بزرگی از این مشکلات را با مسئولان سالن مطرح شده ا ست و آنها نیز علاقمند هستند که این سالن را به صورت حرفه ای برای برگزاری کنسرت تجهیز کنند و ما امیدواریم با صحبت هایی که انجام شده 50 درصد مشکلات موجود حل شود و فکر می کنم با این حساب حداقل تا 50 درصد رشد کیفی داشته باشیم.
وی در خصوص همکاری رادیو و تلویزیون برای پخش زنده این اجرا گفت : موسسه آوای شیدا حدود 6 ماه پیش تر اعلام کرد که قصد دارد کنسرتی را در اردیبهشت ماه برگزار کند و طبیعتا انتظار داریم کسانی که علاقمند به ضبط تلویزیونی داخلی و خارجی کنسرت هستند با ما تماس بگیرند و با گفتگو و تعامل و تبادل نظر به نتیجه برسیم ولی تا این لحظه شخص و یا ارگانی هنوز تقاضا نکرده است.
درادامه این نشست مدیر اجرایی موسسه آوای شیدا در خصوص نحوه قیمت گذاری بلیت ها گفت : با توجه به تغییرات به وجود آمده در تالار وزارت کشور و کم شدن تعدادی از صندلی ها حدود 100 صندلی بیشتر از اجرای کاخ نیاوران موجود است و میانگین قیمت بلیت ها 7 درصد از قیمت کاخ نیاوران پایین تر است و کف بلیت ها از 10 هزار تومان تا 40 هزار تومان متغییر است البته ناگفته نماند که بلیت 40 هزار تومانی به معنای واقعی وجود ندارد .
سرپرست گروه موسیقی "آوای شیدا" در خصوص وحدت و همدلی به وجود آمده در هنرمندان موسیقی در طول یک سال اخیر گفت : فاکتور وحدت و همدلی عوامل مختلفی دارد و نمی توان این عوامل را روی کاغذ آورد و براساس محاسبات آنها راپیش برد ولی در مدت یک سال و اندی که در جریان اتفاق ها و حوادث موسیقایی بودم و از نزدیک آنها را بررسی کردم متوجه همدلی و وحدت به وجود آمده شده ام من در این مدت با آقای علیزاده و کیانی دیدار کردم و نوید می دهم که ارتباط بین موسیقدان ها و اهالی موسیقی به سوی ایجاد همدلی و و حدت پیش می رود .
وی در ادامه افزود : هریک ازهنرمندان موسیقی به نوعی جریان ساز بخشی از هنر موسیقی هستند و هریک از ما هم در عین حفظ استقلال شخصی این جریان ها را پیش می بریم و مطمئن هستم که در آینده نزدیک همکاری و دوستی بیشتری برقرار خواهد شد و به نظرمن خود هنرمندان باید پیش بیافتند و اگر دلخوری و کدورتی وجود دارد با صلح و صفا به پایان برسانند چراکه هنر جایی برای طرح مسائل شخصی ندارد .
محمدرضا لطفی در پایان درخصوص چگونگی حضور بانوان در این کنسرت گفت : مقوله ای به نام همخوان را نمی شناسم و در عین حال هم به تفکیک زن و مرد اعتقاد ندارم چراکه هنر جنسیت پذیر نیست اما اگر در قانون اساسی ایران و این نظام حضور خانم ها در عرصه موسیقی منع شده به عنوان یک شهروند برخلاف میلم مجبور هستم که به قانون احترام بگذارم اما تلاش می کنم تغییراتی به شیوه اجرای بانوان دهم به همین منظور حضور خانم ها به لحاظ زیبایی شناسی در این اجرا بیش از گذشته است.
لینک گزارش تصویری
شيداييها قطعات جديد لطفي را اجرا ميكنند
فارس،در نشست خبري كه صبح امروز در مؤسسه آواي شيدا برگزار شد،محمدرضا لطفي گفت:طبق برنامهريزيهاي انجام شده قرار بود اولين كنسرت من شخصي و به صورت بداهه نوازي باشد و قول داده بودم كه كنسرت بعدي به صورت گروهي برگزار شود به همين جهت از يك سال پيش زير نظر من سه گروه همنوازان شيدا،بانوان شيدا و بازسازي شيدا راهاندازي و تمرينات خود را آغاز كردند.
وي افزود: گروه 12 نفره بانوان شيدا اولين گروهي بود كه تشكيل شد و براي نزديك شدن به مكتب نوازندگي 14-13 ماه تمرين داشتند.سپس گروه 15 نفره همنوازان شيدا و گروه 9 نفره بازسازي 8شيدا تشكيل شد و قرار است بعد از حدود يكسال و اندي از زمان تشكيلشان 26، 27 و 28 ارديبهشت براي اجرا به روي صحنه بروند.
اين آهنگساز ادامه داد: براي اينكه مخاطبان شاهد شنيدن موسيقي در فضاهاي مختلف باشند تصميم گرفتم سه گروه با هم اجرا داشته باشند به طوري كه در بخش اول گروه بانوان و بازسازي شيدا و در قسمت دوم همنوازان شيدا اجرا خواهند داشت.
*براي اولين بار لطفي تصنيف «ايران وطنم» را با شعر و آهنگسازي خودش اجرا ميكند
لطفي با اشاره به قطعات اجرايي در اين كنسرت گفت: در اين برنامه گروه همنوازان شيدا 5 قطعه جديد از ساختههاي من را شامل 2 تصنيف و 3 قطعه سازي را اجرا ميكنند كه يكي از اين تصانيف بر روي شعر الف.سايه و ديگري نيز با عنوان «ايران وطنم» بر روي شعر خودم است كه براي اولين بار شعر و موسيقي يك اثر را شخصا ساختهام.اين اثر تمي عاشقانه و ميهني دارد.در گروه همنوازان شيدا محمد معتمدي خوانندگي گروه را برعهده دارد.
اين آهنگساز ادامه داد: قطعاتي كه گروه بانوان شيدا اجرا خواهند كرد جزء قطعات جديدي هستند كه تاكنون شنيده نشدهاند.به طوري كه يك تصنيف را با شعري از مولانا و قطعات سازي را به خوانندگي شاه محمدي اجرا ميكنند.گروه بازسازي نيز كارهاي بازسازي شده دوره قاجار و بعد از آن را مينوازند كه در اين بخش شايد بنده نوازندگي سهتار را انجام دهم.اين بخش تحت عنوان موسيقي قديمترها خودش را مطرح ميكند كه خواننده گروه اثنيعشري است.
**لطفي و قطعه اجرا نشده 19 سالگي
سرپرست گروه سهگانه شيدا با اشاره به ساخت قطعات جديد براي اين كنسرت گفت: تعدادي از اين آثار در فاصله زماني تمرين گروهها ساخته شده و تعدادي نيز در مدت زمان سه سال ساخته شدهاند.البته در اين اجراها قطعه «رنگ» را كه در 19 سالگي ساختهام و تاكنون نيز اجرا و شنيده نشده را اجرا خواهم كرد.
وي بيان داشت: من هيچ وقت براي ساخت قطعاتم پشت ميز نمينشينم بلكه 70 درصد آنها را در سفرهايم ميسازم،بعضي از آنها را نيز در اثر رخ دادن يك حادثه شكل ميگيرند و بعضي ديگر نيز در خواب به ذهنم ميرسد.البته گاهي در خواب نيز چيزي به ذهنم ميرسد.
اين نوازنده تار با بيان اينكه من قطعه سفارشي نميسازم،اظهار داشت: هر زمان كه در شرايط خاص هنري قرار بگيرم قطعهاي ميسازم و تمامي آثار هنري كه ساخته ميشوند انعكاس احساسات هنري هنرمند است.
وي ادامه داد: قطعاتي كه من در ايران ساختهام با ديگر آثارم متفاوت هستند.به طوري كه شنونده با شنيدن آنها احساسات من را از زمان ساكن شدنم در ايران به خوبي ميبيند.
*شيداييها هيچ قطعه قديمي را اجرا نميكنند
لطفي در خصوص اجراي قطعات قديمي خودش گفت: چند نفر به من پيشنهاد اين را دادند كه حتي در بخش بيز يك قطعه قديمي اجرا كنم كه خاطرات سالها پيش مردم زنده شود اما نوع كنسرت ما فرق ميكند.
وي افزود: در كنسرت بعدي قصد دارم چند اثر قديمي از جمله نواي باغ شيراز و سهگاه شجريان را با گروه و خواننده جديد اجرا كنم.چرا كه به نظر من اجراي قطعات 30 سال پيش را نميتوان با همان حس و حال اجرا كرد چرا كه نه شرايط فضا و نه شرايط حسي هنرمندان فراهم است و قطعا حال و هواي گذشته را نخواهد داشت.
لطفي ادامه داد: هنر در اقيانوسي به نام مردم شكل ميگيرد.در يك دورههايي اتفا